الشيخ محمد الصادقي الطهراني
346
ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)
قرآن و انسانهاى گذشته نسلهاى ديگرى كه تاكنون از خاك پديد شده و منقرض گشتهاند نگارنده لحظاتى چند به اين انديشه بود كه آيا قرآن نيز اخبار گذشته را در اين پيرامون تأييد مىكند ؟ سپس به اين نتيجه رسيد : كه از آيات خلقت و خلافت آدم با اندكى تجزيه و تحليل در اينباره روزنههائى به چشم مىخورد : قال تعالى : وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ . هنگاميكه پروردگارت بفرشتگان فرمود : جانشينى در زمين قرار خواهم داد ، گفتند : آيا قرار ميدهى كسانى را كه در زمين فساد و خونريزى كنند ، با آنكه ما فرشتهگان ترا سپاسگزار بوده و تقديس ميكنيم ، فرمود : من ميدانم آنچه شما نميدانيد . خليفه : « 1 » مفسران در مصداق خليفه كه آيا خليفة اللّه يا خليفة الجن يا چيز ديگر است اختلاف كردهاند . ولى روش نگارنده در تفسير قرآن با تدبّر عميق در آيات مربوطه اين گونه
--> ( 1 ) - خليفه از خلف بمعنى دنبال آمدنست ، و هر شخصى يا قومى كه پس از انقراض سابقين خود جايگزين آنها گردند خليفهء آنها ناميده ميشوند ، چنان كه فرزند خليفهء پدر است . و خليفة اللّه بدينمعنى است كه خداوند كسى را جانشين ديگرى قرار دهد - يا با نابود ساختن ديگرى و يا از كار انداختن او - و انبياء به اين مناسبت خلفاء خدا ناميده ميشوند كه خدا هر يك را پس از ديگرى به كار مأموريت او گمارده است ، نه آنكه اينان جانشينان خدا باشند ، زيرا خدا نه نابود مىشود و نه كسى را در كارهاى خود وكالت و نيابت ميدهد ، و پيمبران خدا تنها پست نامهرسانى دارند و بس نه آنكه نيابت و جانشينى .